4 ژوئیه 1776، در کنگره
اعلامیه سیزده ایالت متحد امریکا به اتفاق آراء
هنگامیکه در جریان رویدادهای انسانی، برای مردمی این ضرورت پیش می آید که ارتباطات سیاسی که آنان را بیکدیگر مرتبط می سازد از هم بگسلند، و در میان قدرتهای روی زمین، جایگاهی جدا و برابر را که "قانون طبیعت" و "خدای طبیعت" آنرا مجاز می دانند بدست آورند، احترام شایسته به عقاید بشری ایجاب می کند تا دلایلی را که آنان را وادار به این جدایی می کند اعلام دارند.
ما این حقایق را که همه افراد بشر یکسان آفریده شده اند، که "خالق" آنان "حقوق" لاینفک ویژه ای به آنها بخشیده است، که حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی از جمله این حقوق است.-- که برای حفظ این حقوق، دولت ها در میان مردم تشکیل شده اند، و قدرت خود را از رضایت کسانی که تحت حکومتشان هستند کسب می کنند، -- که هر زمان "نوعی از حکومت" که این اهداف را تخریب کند، این "حق مردم است" تا آن حکومت را تغییر داهند یا سرنگون کند، و بجای آن دولت جدیدی بنشانند، و پایه های آن را بر اصولی بنا نهند و قدرت آن را طوری سازمان دهد، که از نظر آنان بیشترین احتمال برای حفظ امنیت و خوشبختی آنان را از در بر داشته باشد. دور اندیشی، در حقیقت، اینگونه حکم می کند که دولتهای با سابقه را نباید به دلایل کوچک و گذرا تغییر داد؛ و از اینرو همۀ تجربیات نشان داده اند، که بشر، تا حدی که رنج ها قابل تحمل باشند، بیشتر متمایل به رنج کشیدن است، تا اصلاح خود از طریق الغای قالبهایی اشکالی که به آنها عادت کرده است. امّا هنگامی که رشته ای طولانی از بی عدالتیها و چپاولها، که بدون استثناء بدنبال "هدف" واحدی هستند طرحی را برای فروافکندن مردم به زیر سلطۀ یک استبداد مطلق آشکار می کنند، این دیگر حق آنان است، این دیگر وظیفه آنان است، که یک چنین دولتی را سرنگون سازند، و "پاسداران" جدیدی به محافظت از امنیت آینده خود بگمارند . -- تحمل شکیبایانۀ این مستعمره نشینان نیز به همین گونه بوده است؛ و این همان نیازی است که آنها را به تغییر "نظام های دولتی" پیشین بر می انگیزد. سر گذشت پادشاه فعلی بریتانیای کبیر تاریخچۀ ای از بی حرمتی ها و چپاول های پی در پی است، که همگی دارای هدف مستقیم استقرار یک "حکومت خودکامه" مطلق بر سر این ایالات است. برای اثبات این مدعا، اجازه دهید "واقعیت ها" به یک دنیای واقع بین عرضه شوند.
وی از "توشیح قوانین" که مفید ترین و لازم ترین نیاز برای صلاح جامعه اند خودداری کرده است،
.وی فرمانداران خود را از تصویب "قوانینی" که اهمیت فوری و مبرم داشته اند منع کرده است، مگر این که تا زمان کسب رضایت وی به حالت تعلیق در آمده باشند، و هنگامیکه بدین ترتیب به حالت تعلیق در آمده اند، وی یکباره از پرداختن به آنها قصور ورزیده است.
وی از تصویب "قوانین" دیگر برای اسکان مردم متعلق به مناطق وسیع اجتناب ورزیده است، مگر آنکه آن مردم از حق "نمایندگی درقوه مقننه"، که از نظر آنان حقی زایل نشدنی است تنها برای زورگویان رعب انگیز است، دست بردارند.
وی هیئت های قانونی را با هم به مکانهایی غیر معمولی، نا راحت، و دور از محل نگهداری "اسناد" ملّی، احضار کرده است، تنها به این دلیل که آنها را برای موافقت با اقدامات خود خسته و فرسوده سازد.
وی "خانه نمایندگان مردم" را، به این سبب که با قاطعیت مردانه با تجاوزات وی به حقوق مردم به مخالفت برخاسته، بکرات منحل کرده است
.وی برای مدتهای طولانی، بدنبال چنین انحلال هایی، از فراهم آوردن موجبات انتخاب دیگران ممانعت ورزیده است، در حالیکه قدرتهای "قانونی"، "انهدام ناپذیر" برای اجرا به توۀ مردم روی آورده اند، و در همین حال کشور در معرض انواع مخاطرات حمله از بیرون، و نا آرامی از درون قرار گرفته است.
وی برای جلوگیری از تجمع جمعیت در این ایالات تلاش کرده است؛ بدین منظور از اجرای "قوانین اعطای تابعیت به اتباع خارجی" ممانعت کرده؛ از تصویب قوانین دیگری برای تشویق مهاجرتشان بدینجا امتناع ورزیده؛ و محدویت های"مالکیت زمین" را افزایش داده است.
وی از "اجرای عدالت"، با اجتناب از توشیح "قوانین" به منظور ایجاد اختیارات " قضایی ممانعت به عمل آورده است.
وی "قضات" را، در مدت خدمت مقامات خود، و برای دریافت حقوق خود صرفأ به "اراده" خود وابسته ساخته است.
وی "ادارات جدید" بیشماری ایجاد کرده است' و انبوه صاحب منصبان خود را برای به ستوه آوردن مردم، و از بلعیدی دارایی های آنان به اینجا فرستاده است.
وی، در زمان صلح، بدون "رضایت" قانون گذاران ما در میان ما از "ارتش آماده " برپا داشته است.
وی چنین وانمود کرده است که به "ارتش" را در برابر قدرت مدنی استقلال و برتری ارائه می کند.
وی با دیگران به ه منظورمطیع ساختن ما در قبال قدرتی قضایی با قانون اساسی ما بیگانه در حالی قوانین ما آن را به رسمیت نمی شناسند تبانی کرده و موافقت خود را با قوانین قوۀ مقننۀ مجعول آنها اعلام داشته است:
برای "اسکان" تعداد بیشماری از افراد نظامی درمیان ما:
با راه اندازی یک "محاکمه" نمایشی، برای جرائمی که آنها ممکن است علیه ساکنان این ایالات ها مرتکب شوند:
برای قطع تجارت ما بخش هایی از جهان:
برای دریافت مالیات از ما بدون رضایت ما:
برای محروم ساختن ما از منافع محاکمه بوسیله هیئت منصفه در پرونده های بسیار:
برای انتقال ما به آنسوی "آبها" برای محاکمه بخاطر جرائم ساختگی
برای بر چیدن "نظام آزاد قوانین انگلیسی" در یک "استان" همسایه، تشکیل یک دولت "خودکامه" در آنجا، و گسترش "مرزهای" آن بنحوی که آنرا فورأ بعنوان نمونه و وسیله ای مناسب برای معرفی چنین حکومت مطلق در این مستعمره نشینان:
برای از میان بردن "منشور های" ما، لغو ارزشمند ترین "قوانین" د ما، و تغییر بنیادین "شکل دولت های ما":
برای تعلیق "مجالس مقننه" ما، و اعلام اینکه خودشان به منظور قانونگزاری برای ما در کلیه امور بدون استثنا دارای اختیارند.
وی در ، با اعلام اینکه ما خارج از "حمایت" وی هستیم و با اعلام جنگ علیه ما از دولت ما را معزول کرده است.
وی دریاهای ما را غارت کرده است، "سواحل" ما را مورد یورش قرار داده، شهر های ما را به آتش و زندگی مردم ما را به نابودی کشیده است.
وی در این زمان به انتقال تعداد زیادی از نیروهای مزدور بیگانه برای کامل کردن اقدامات مرگبار، ویرانی و ظلم، که چندی پیش تحت شرایط "با بی رحمی و خیانت کاری آغاز شده و که بندرت می توان نظائر آن را در دوران سبعیت هم ، به هیچوجه شایستگی این را که رهبر یک ملت متمدن باشد ندارد.
وی "همشهریان" ما را که بعنوان "اسیر" به "آبهای" بین المللی برده شده اند ، به حمل سلاح علیه "کشور" شان، تبدیل شدن به مأموران اعدام دوستان و برادرانشان، یا به خاک افکندن خود به "دست" خودشان مجبور کرده است.
وی شورش های داخلی را بر علیه ما بر انگیخته و تلاش کرده است تا ساکنان مرزهای ما ، وحشیان بی رحم را که قانون شناخته شده جنگی برای آنان، نابودی بدون چون وچرای افراد از هر سن، و از هر جنسیت است، برما غالب کند.
در هر مرحله از این "ستمگری ها" ما با لحن بسیار خاضعانه درخواست "جبران خسارت کرده ایم: درخواستهای مکرر ما با آسیب های مکرر پاسخ داده شده است. شاهزاده ای را که شخصیت وی در هر عملی بدینگونه نمایان می شده است می توان ستمگر نامید و او را برای برای حکومت بر ملتی آزاد نمی توان شایسته ندانست.
"ما" حتی نمی خواستیم به برادران انگلیسی مان گوشزدی داشته باشیم . ما به دفعات در مورد تلاش های قانونگزاری آنان برای بسط یک قدرت نا موجه بر ما به آنان هشدار داده ایم. ما شرایط مهاجرت و اسکانمان در اینجا را به آنان خاطر نشان ساخته ایم. ما به عدالت و بخشندگی طبیعی آنان متوسل شدیم، و خویشاوندی مشترک مان را به یاد ایشان آوردیم تا این چپاول ها را، که، بناچار ارتباطات و مکاتبات ما را دچار وقفه می کرد کنار بگذارند. آنها ز نسبت به صدای عدالت و خویشاوندی گوش شنوایی نداشتند. بنابراین، ما باید برحسب ضرورت چیزی را بپذیریم که "جدایی" ما را تقبیح می کند، و آنها را مانند بقیه افراد بشر به هنگام جنگ "دشمنان و در زمان صلح دوستان خود تلقی کنیم.
.بنابر این ما، "نمایندگان" ایالات متحده امریکا، در "کنگره ملّی"، "گرد هم آمدیم"، و به داوربرتر جهان متوسل شدیم تا نیات ما را درست گرداند، و به نام و برحسب اختیاری که از جانب مردم خوب این متعمره نشینان به ما تفویض شده اعلام داریم، که آنها از هرگونه اتحادی با دربار انگلستان آزادند ، که هرنوع پیوندی میان آنها و دولت پادشاهی بریتانیای کبیر باید ملغی شود، و اینکه آنها از برقراری مناسباتبازرگانی، و سایر فعالیت هایی که حق ایالات مستقل می است برخوردارند. و ما برای حمایت از این اعلامیه، با اتکاء محکم بر حمایت خداوندی بطور متقابل زندگی ثروت ، و شرف مقدسمان گرو می گذاریم.
[56 امضاء کنندۀ این "اعلامیه" که نامشان بر حسب مقاماتی که دارند ذکر شده است بقرار زیرند
]:
[ستون 1]
جورجیا: باتون گوینت لیمن هال جورج ولتن
[ستون 2]
کارولینای شمالی:
ویلیام هوپر ژوزف هیوز جان پن
کارولینای جنوبی: ادوارد راتلج توماس هیوارد، جونیور توماس لینچ، جونیور آرتور میدلتون
[ستون 3]
ماساچوست: جان هنکاک
مریلند:
ساموئل چیس ویلیام پاکا توماس استون چارلز کارول از کارولتون
ویرجینیا:
جورج وایت ریچارد هنری لی توماس جفرسون بنجامین هریسون توماس نلسون، جونیور فرانسیس لایتفوت لی کارتر برکستون
[ستون 4]
پنسیلوانیا: رابرت موریس بنجامین راش بنجامین فرانکلین جان مورتون جورج کلایمر جیمز اسمیت جورج تایلور جیمز ویلسون جورج راس دلاویر: سزار رادنی جورج رید توماس مک کین
[ستون 5]
نیو یورک: ویلیام فلوید فیلیپ لیوینگستون فرانسیس لویس لویس موریس
نیو جرسی:
ریچارد ستاکتون جان ویدرسپون فرانسیس هاپکینسون جان هارت آبراهام کلارک
[ستون 6]
نیو همپشایر:
جوسیا برتلت ویلیام ویپل
ماساچوست: ساموئل آدامز جان آدامز رابرت تریت پین البریج گری
رود آیلند: استیفن هاپکینز ویلیام الّری کانکتیکات: راجر شرمن ساموئل هانتینگتون ویلیام ویلیامز اولیور ولکات
نیو همپشایر: متیو تورنتون
پایان متن
نظرات ()امروز یک سال شد . باورم نمیشود این همه تغیرات در این یک سال اتفاق افتاده باشد انقدر خودم تغیر کرده ام که خودم را نمی شناسم .
امدنش در زندگیم بهترین اتفاقی بود که تا به حال برایم افتاده .
نظرات ()من مدتیست اصلا ننوشتم این ننوشتن بخشی از ان به تنبلی من برمیگردد که به خاطر ان عذر میخواهم . اما علت اصلی ان چیزهای دیگری بود .
اول : من رفتم خدمت بعد مدتی خدمت کردم بعد هم معافم کردند (مملکت را حال میکند یکی نیست بگه اگه قرار بود معافم کنید برا چی بردیدم خدمت ) . خب مسلما از توی پادگان نمیتوانستم وبلاگ بنویسم .
دوم : بعد از معافیت افتادم دنبال راه انداختن یک کاسبی که یک ماهی وقت مرا کاملا گرفت (خوشبختانه راه افتاد و ما شدیم زیورالات فروش )
سوم: نداشتن سوژه برای نوشتن . این چند ماهه روزهای پر التهابی بود دوستانی که مرا میشناسند میداننذ من عادت ندارم در مورد اتفاقی بلافاصله نظر بدهم و روند اتفاقات در این چند ماه انقدر سریع بود که عملا توان تحلیل درست را از من گرفت . درباره هنر نمایی های جناب دکتر هم دیگر شوقی برای نوشتن نمانده که انچه میخواهیم بگوییم را همه از پیش میدانند .
چهارم : دارم روی مساله ای که جدیدن وارد علاقه مندیهایم شده مطالعه میکنم (گرم شدن سیاره زیبایمان و راه های که میتوان جلوی ان را گرفت) در فکر راه انداختن یک وبلاگ یا وبسایت گروهی در این زمینه هستم اگر کسی اینجا علاقمند است خبر بدهد .
دوباره مینویسم .
نظرات ()دیروز الگوی همه عمر مرا در دفتر وکالتش بازداشت کردند .
دکتر محمد علی دادخواه انسان ازاده و وکیل شجاعی که وکالت ده ها نفر از فعالان دانشجویی وحقوق بشر را در ایران به رایگان به عهده داشت در دفتر وکالتش به همراه تعدادی از همکاران بازداشت و به نقطه نا معلومی منتقل کرده اند.
بعد از خوار کردن کانون وکلا با ان ایین نامه کذایی قوه قضاییه این یکی خارج از توان تحمل است دیگر چه امید و انگیزه ای برای حقوق خواندن و وکالت در این کشور باقی میماند .
من به عنوان عضوی کوچک از جامعه اعتراضم را نسبت به این عمل نیروهای امنیتی اعلام و خواستار ازادی فوری دکتر دادخواه هستم .
نظرات ()) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را-که بیان میدارد «تشکیل اجتماعات و راه پیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است»-رعایت کنند.
۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریِ مجدد انتخابات هستیم.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت میکنیم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
نظرات ()من از انتخابات دوره ششم مجلس به بعد دیگر رای نداده ام اما این دوره رای میدهم و به میر حسین موسوی هم رای میدهم میر حسین موسوی به هیچ عنوان کاندیدای ایدال من نیست کاندیدای ایدال من همانند 8 سال پیش محسن سازگاراست . اما چرا به میر حسین رای میدهم و به دیگران هم توصیه میکنم به او رای دهند .
1. میر حسین فساد اقتصادی ندارد : در روزهای گذشته از بسیاری دوستان شینده ام که ای اقا به چه چیزهایی گیر میدهی اینها که مهم نیست و......اتفاقا بسیار مهم است عدم فساد اقتصادی اولین معیار در شناخت یک مسول و مدیر مناسب است . دوستان گویا شعار ها و وعدها چشمشان را کم سو کرده و ندیدند ریس جمهور اسبق کره جنوبی فقط به این خاطر که متهم به فساد مالی شده بود خودش را از کوه پرتاب کرد یا صدر اعظم سابق المان به خاطر فساد مالی ناچیزی که در مقابل فساد اقایان به جوک میماند استعفا داد . در حالی که اقایان در کمال خونسردی میگویند گرفته ایم خب که چی . هر سه کاندیدای دیگر فساد اقتصادی اثبات شده دارند (اقای کروبی که حتی خودش هم پذیرفته) اما اقای موسوی تا کنون حتی به فساد اقتصادی متهم هم نشده است این خود در این بازار انتخاباتی که طرفداران احمدی نژاد برای تخریب او به هر دروغی متوسل میشوند نشانه پاک دامنی اوست مطمئن باشید اگر کوچکترین لغزشی هم در این زمینه داشت تا کنون صدها بار رجا نیوز با شاخ و برگ فروان ان را منتشر کرده بود .
2. میر حسین برای ریاست جمهوری امده نه ریاست جناح : با خودمان که تعارف نداریم ایران جند میلیون بسیجی و حزب الهی دارد . این ادمها هم وطنمان هستند و خوشمان بیایتد یا نیایید باید در کنارشان با ارامش زندگی کنیم ریس جمهور از اسمش مشخص است باید نمایینده همه ملت باشد نه فقط بخشی از ملت میرحسین هم به نظر من و امثال من بها میدهد هم به نظر این دوستان این موضوع باعث میشود بخش زیادی از وقت انرژی کشور صرف درگیریهای عقیدتی نشود . باقی کاندیداها هیچ کدام واجد این شرط نیستند و فقط جناح خودشان را میبینند .
3 . میر حسین یک مدیر موفق است : نه تنها در دولت موفق بوده بلکه قبل از انقلاب هم مدیر یک شرکت موفق بوده سابقه مدیریتی او از هر سه کاندیدای دیگر بهتر است . مدیریت وی در زمان جنگ بسیار موفق بود و توانست کشور را با کمترین بحران اقتصادی اداره کند . (اقتصاد دولت محور و کوپنی یکی از الزامات زمان جنگ است همه کشورها در زمان جنگ این کار را میکنند نگاه کنید به کارنامه زمان جنگ چرچیل و ان را با میرحسین مقایسه کنید ) کشور در حال حاضر بیش از هر چیز به یک مدیر کار امد نیاز دارد که حرف نزند و کار کند باقی کاندیداها سوابق مدیریت حد اکثر متوسط (اقای رضایی) دارند سوابق مدیریت اجرایی اقای کروبی (در بنیاد شهید و کمیته امداد) فقط کمی با فاجعه فاصله دارد . اقای احمدی نژاد هم که نیاز به توضیح ندارند .
4. میر حسین دروغ نمیگوید : در این زمینه او واقعا در بین سیاستمداران حال حاضر ایران بی نظیر نگیویم بسیار کم نظیر است . میر حسین به کسی وعده دروغ نمیدهد او وعده پول نقد و نفت به مردم نمیدهد چون میداند که این موضوع عملا بسیار دشوار است او وعده تلویزیون خوصوصی ازاد نمیدهد چون میداند که رهبر هرگز با این موضوع موافقت نمیکند . او وعدهای هیجانی در باره ازادی مطبوعات و حذف سانسور نمیدهد چون میداند که در این کشور نهادهای قدرت بالای ریس جمهور بسیارند و تجربه زمان خاتمی نیز پیش رویش است او در حد پستی که برایش کاندیدا شده وعده میدهد نه بیشتر .
5: میر حسین به حرفهایش در خدمت به مردم ایمان دارد: این را از یک مشخصه مهم میر حسین میتوان فهمید او 8 سال در سخت ترین شرایط سکاندار کشور بوده اما هرگز نیامده از عملکردش تعریف و تمجید کند همیشه گفته اگر کاری هم کردم به یاری مردم بوده ببینید بقیه مسولین در این سالها چقدر امار راست و دروغ از کارهای که کرده اند یا نکرده اند یا اصلا ربطی به دولت نداشته و بخش خصوصی انجام داده را توی سر ما کوبیده اند. کی دیده اید میر حسین بگویید فلان کار من کردم و فلان پروژه را افتتاح کرد و......کسی که واقعا میخواهد به مردم خدمت کند بعدا منتش را سر کسی نمیگذارد .
6 : میر حسن به دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد دارد : این اعتقاد وی هم واقعیست نه دروغی میرحسین تمام تلاش خود را برای بالا بردن ازادیهای فردی و حقوق شهروندی انجام خواهد داد اما سرو صدا نخواهد داشت (بر عکس بسیاری که فقط سرو صدایش را دارند) اطرافیانش هم افرادی هستند که به این موضوع تعهد دارند او وعده جمع اوری کشت های ارشاد را داده و مطمئن هستم این کار را انجام میدهد میر حسین ثابت کرده که زیر بار فشارهای مراکز قدرت نمیرود حتی به قیمت خروج از قدرت رفتار او با مخالفش که مطلبی سرا پا دروغ و توهین و فحاشی در مورد او نوشته بود نشانگر عمق تعهد و ایمان وی به ازادی بیان و عقیده است .من به جد معتقدم که میتوان به ایرانی ازاد تر و اباد تر در دوران ریاست جمهوری او امید داشت .
اینها دلایل من برای رای دادن به موسوی بود . از همه کسانی هم که مانند من فکر میکنند و به ازادی و ابادی ایران میاندیشند میخواهم روز انتخابات به میدان بیاییند و به میر حسین رای دهند تا ما 4 سال دیگر شاهد نابودی کشورمان نباشیم
نظرات ()بی دانشی و نا اگاهی متولیان رسانه ملی که باید فرهنگ ساز این اب وخاک باشند بر کسی پوشیده نیست و نبوده و میزان دانش و اشنایی انان از برنامه هایی که میسازند و پخش میکنند هویداست اما موضوع جالبی وجود دارد که سالهاست تکرار میشود و ظاهرا حتی یک نفر هم در این سازمان عریض و طویل وجود ندارد تا این اشتباه مضحک را یاداوری کند تا از تکرار ان جلوگیری شود .

حتما شما هم این تصویر را هم به صورت عکس و هم به صورت قطعه فیلم کوتاه بارها و بارها در سیمای جمهوری اسلامی دیده اید .
از این تصویر بیشتر در به اصطلاح مستندهایی که در مورد تهاجم فرهنگی و.... استفاده میشود . چند بار هم در برنامهایی که در تعریف و تمجید از سیمای جمهوری اسلامی ساخته میشوند پخش شده و اخیرا هم قبل از بعضی از بخش های خبری استفاده میشود.
ممکن است بگویید مشکلش چیست ؟ انتن بشقابی است دیگر .
مشکل اینجاست که این انتن ها نه تنها به ایران و تهاجم فرهنگی و..... ربطی ندارند بلکه اصلا انتن تلویزیونی نیستند . این مجموعه انتن ها یکی از مشهورترین ابزارهای نجومی دنیا به نام رادیو تلسکوب های وی ال ای سکورو واقع در ایالت نیومکزیکوی امریکا است .
این مجموعه توانمند و بسیار عظیم (ارتفاع هر کدام از این انتن ها به اندازه یک ساختمان 12 طبقه است)کارش جمع اوری اطلاعات در باره سیاهچاله ها . تپ اختر ها . کوازارها و کهکشانهای بسیار دور است که با تلسکوبهای معمولی اپتیکی قابل رویت نیستند . نه تهاجم فرهنگی و توهمات اقایان گر چه گمان نکنم اصلا اقایان بداند رادیو تلسکوب چیست و اندازه واقعی این مجموعه چقدر است و ......
دو عکس دیگر هم از این مجموعه میگذارم . دنیا کارهای مهمتر و بهتری از فکر کردن به جمهوری اسلامی دارد .

به اندازه انتن دقت کنید .

خودتان درجه دانش متولیان فرهنگ این مملکت را قضاوت کنید .
نظرات ()امروز شرمگین بیش از هر روز دیگری در عمرم از داشتن چنین دولت مردانی که بر کشورم حکومت میکنند .
مردم دارفور در مقابلتان سر افکنده ام که دستگاه حاکمه کشورم از جنایت کار پستی چون عمر البشیر که سیصد هزار نفر از شما را قتل عام کرد حمایت میکند . و کارشان به همین ختم نمیشود .ریس مجلس فرمایشیشان را هم به انجا میفرستند تا مراتب هم کاری و هم یاری خود را با هم مسلکشان اعلام کنند .
اقای لاریجانی تف به شرف نداشته ای که از ان دم میزنید .برای چه از بشیر حمایت میکنید میتوانم بدانم ؟ چون مسلمان است ؟ مگر معاویه بن ابی سفیان مسلمان نبود ؟ مگر یزید بن معاویه مسلمان نبود این طوری که شما پیش میرود فردا از انها هم حمایت خواهید کرد . گر چه هم اکنون هم تفاوت چندانی با انها ندارید .
امدادگران . صلح بانان وهمه ادمهای شریف دیگری که در دارفور دست یاری به سوی نیازمندان دراز کرده اید از شما هم عذر میخواهم که دولت مردان من شما را عوامل استکبار نامیدند .
اقای خاتمی . اقای کروبی . اقای میر حسین . شما که فریاد اصلاح سر میدهید . چرا لال شدید چرا به این عمل احمقانه و بی شرمانه دستگاه حاکمه اعتراض نمیکنید . چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید ؟ چگونه میخواهید وجه بین المللی ایران را بهبود ببخشید وقتی ریس مجلسمان برای حمایت از چنین رذلی به سودان میرود .
این نوشته تکمیل خواهد شد ...........
پ ن : در فشانی های اقای لاریجانی در مورد دار فور رابخوانید .
1 . طرح پرونده صوری سودان برای انحراف از رسیدگی به جنایات اسراییل است .
2 .کشور سودان یک کشور ممتاز در جهان اسلام است و که از یک موضع مترقی برخودار است و در مبارزه با استکبار ورژیم صهیونیستی استراتژی دقیقی دارد .
3. امریکا وکشور های غربی از پیشرفتهای سودان مضطرب هستند .
4. صدور حکم بازداشت البشیر را نوعی توهین به مسلمانان تلقی میکنیم .
باز هم گفته اما من دیگر نتوانستم بیش از این وبلاگم را الوده سخنان او کنم .
نظرات ()قسمت اول این نوشتار درباره طرفی بود که قصد پایان دادن به رابطه را دارد . شاید برای کسی این سوال پیش بیایید که طرف مقابل چه واکنش هایی باید نشان دهد . این قسمت مربوط به طرف دوم است .
مسلما پایان یک رابطه عاطفی برای شما دردناک خواهد بود . شما هم زمان غم . حقارت و نفرت را احساس خواهید کرد .این احساس در صورتی که کنترل نشود ممکن است زندگی و اینده شما را به تباهی بکشد . من بر اساس تجربیات ومطالعاتم راه حل های زیر را برای کنترل این موضوع پیشنهاد میدهم .
1: بیهوده در اطراف او نمانید و سعی نکنید توجه او را جلب کنید . قطع رابطه نوعی مذاکره نیست (البته در مواردی ممکن است باشد )هر کاری که شما برای تغیر نظر او انجام دهید صرفا موجب ازار خودتان خواهد شد .
2:پیش دوستان نزدیکتان که میتوانید با انها درد دل کنید بروید (تجربه شخصی من میگویید همیشه دوستی صمیمی از جنس مخالف داشته باشید در این جور مواقع خیلی به درد میخورد )اگر کسی را ندارید پیاده روی کمکتان میکند .
3:تنها یک گوشه ننشینید . سعی کنید خود را سرگرم کنید نه با موسیقی غمگین و فیلمهای عاشقانه چون جوابگو نیستند و فقط حالتان را بدتر میکند بیرون رفتن با دوستان و رفتن به مکانهای مجردی به نظر من بهترین راه است (به هیچ عنوان کافی شاپ و یا دیگر جاهی رومانتیک نروید چون اشکهایتان سرازیر میشود ).
4: سعی نکنید او را برگردانید . این کار تقریبا غیر ممکن است . با موضوع کنار بیایید او تنها فرد روی زمین نیست که میتوانست شما را خوشبخت کند . موارد بهتر همیشه برایتان وچود خواهد داشت .شاید باور نکنید ولی شش ماه بعد حتی حاضر نخواهید بود به او زنگ بزنید .
5:لازم نیست مراتب نفرت خود را به گوش او برسانید . این کار فقط میزان وابستگی شما را به او نشان میدهد . خونسرد باشید ازفرستادن هر گونه پیام حاوی نفرت برای او شدیدا اجتناب کنید .
6:نشانه های او را (یادگاری ها . اس ام اس ها . ایمیل ها و....) از زندگیتان پاک کنید این کار باعث میشود غمتان زودتر التیام یابد .
7:وارد فاز انتقام جویی نشوید . چیزی عایدتان نخواهد شد . حتی غمتان را هم تسکین نخواهد داد صرفا خود را درگیر ماجراهایی میکنید که ممکن است خیلی برایتان گران تمام شود.
8:اگر دوستانه جدا شدید بگذارید احترامتان پیش هم باقی بماند . سعی نکنید حرص او را در اورید یا در جمع های دوستانه تحقیرش کنید . شما میتوانید دوستان خوبی برای هم باشید.
9:چند هفته بعد از پایان رابطه وقبل از این که کاملا او را فراموش کنید . یک بار دیگر رابطه خودتان را مرور کنید اشتباهاتتان . جاهایی که میتوانستید بهتر باشید . ضعفهایتان و.... را پیدا کنید و سعی کنید ضعفهایتان را اصلاح کنید نکاتی که از این مرور خواهید اموخت در روابط بعدی شما بسیار کمکتان میکنند .
پ ن 1:مانند همه پست ها از دوستان میخواهم در تکمیل این نوشتار یاری کنند .
پ ن 2:موضوع پست بعدی رابطه را شما تعیین کنید .
نظرات ()مصیبتی شد این پست های رابطه برای ما .
اول که متلک های خانواده و دوستان را باید تحمل میکردم .
بعد فحاشی عده ای که نوشته من با عقایدشان جور نبود و بعد هم کامنتهای ارشادی دوستان مذهبی .
هر سه اینها برایم قابل تحمل بود اما این که عزیزی نوشته ای را که من به شکل کلی و در مورد تمام اجنماع نوشته بودم را به خود بگیرد و گمان کند منظورم با او بوده از حد تحمل من خارج است .
من یک بار دیگر هم گفته ام درست است که وبلاگ حریم شخصی افراد است اما در نوشته های جدی خود هرگز زندگی شخصی خود را دخالت نمیدهم .
پ ن ١: برای آن عزیز که به خود گرفته بود : برایتان ایمیلی جواب داده ام ولی اینجا هم میگویم منظورم به هیچ عنوان با شما نبوده .
پ ن ٢: برای اشخاصی که از جاهای مختلف اسم مرا سرچ میکنند . من به سرچ شدن اسمم حساسم لطفا اگر با سرچ اسم من به این وبلاگ میرسید کامنت و یا ایملی از خود به جا بگذارید که من بدانم که بوده . اگر هم کارم دارید که من هم کامنت خصوصی میتونم بگیریم هم ایمیلم این بغل هست .
پ ن ٣ : اگر فکر میکنید از رو رفتم کور خواندید قسمت بعدی رابطه در راه است .
نظرات ()